خودآگاهی

سلام

بازم خیلی وقته نیومدم نه؟

بعضیا بعد 9 ماه با خبر از نی نی هاشون میان،هعییییییییی، ما از این اراده ها نداریم. خدایا خودت یه فرجی بکن.

حالا به خودآگاهی رسیدم.دیگه مطمئنم دچار اعتیاد به فضای مجازی شدم.فقط برای ارضای یه چیزی که تو مغزم وول می خوره. خیلی بده ها. بعضیا فضای مجازی شونو دارن اما تو فضای حقیقی هم حضور دارن اما من اصلا هویت حقیقی مو دارم از دست میدم انگار.نه بازاری نه گردشی نه سورو ساتی. پشتمم داره عین این تزریقی ها میشه..یه کتابی هس در مورد ترک هر نوع اعتیادی کاش تو کتابخونه عمومی باشه.اگه نبود عمرا اگه بخرم.دیگه بعد از خرید اون محصوله که همه نکاتشو می دونستم محاله که کتاب بخرم.خب بخدا همه ی امکانات واسه ترک این اعتیاد در وجودم هست. البته کارای خوبی هم خداوکیلی انجام دادم،بذار بنویسم تا چش حس منفی گرام دربیاد:

1.خرید،دوخت و نصب پرده. یعنی این خودش یه پروژه ای بود واسه خودش

2.مدیریت کیسه برنج.اینم پر از جزئیات فراوانه ازش فاکتو می گیرم.

3. گلدون کاری ها

4.بافت بلوز

5.نمره تاپ کلاس تجوید

6.سازماندهی کتابا و وسایل اضافه

خیییییییییییلی خوب بودن،نه؟

حافظه ام همینقدر یاری می کنه.

برای هفته ی پیش رو یه برنامه نسبتا سبک در نظر گرفتم. احساس می کنم اشتباه کردم برنامه هامو ماهانه تنظیم می کردم. برنامه ماهانه به خاطر طولانی بودنش ذهنِ بی نهایت عجول و فرّار و بی قرار منو منتظر و خسته میکنه. ولی با عدد 7 خیلی راحتتر گول می خوره، کمتر نا امید میشه و بیشتر امیدوار میشه.

خب زیاد حرف زدم. تا بعد


منبع این نوشته : منبع
برنامه ,میشه ,فضای ,خیلی ,کردم برنامه ,فضای مجازی